بی هوش و بی اختیار
این عبارت توصیفی برای کسی است که دچار فقدان هوشیاری یا کنترل بر اعمال و حرکات خود است. ممکن است به دلیل شوک، بیهوشی، حمله ناگهانی، یا وضعیتهای پزشکی خاص باشد. در این حالت فرد نمیتواند به طور ارادی تصمیم یا حرکتی انجام دهد.
مترادفها
بیخود، بیاراده، بیخود و بیاراده
متضادها
با هوش و با اراده
جمله سازی با بی هوش و بی اختیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از برخورد شدید خودرو با دیوار، راننده به شدت آسیب دید و در حالی که بی هوش و بی اختیار روی صندلی افتاده بود، امدادگران رسیدند.
💡 در آن لحظه از شدت هیجان و شادی، او چنان در خود فرو رفت که گویی بی هوش و بی اختیار در دنیای رویاهای زیبایش سیر میکرد.
💡 وقتی با خبر مرگ دوست قدیمیاش روبرو شد، از شدت شوک دچار فروپاشی عصبی شد و مدتی بی هوش و بی اختیار در خانه ماند.