عبارت «آلاخون والاخون شدن» یکی از اصطلاحات عامیانه و پرکاربرد در زبان فارسی است که برای توصیف وضعیت فردی به کار میرود که از زندگی منظم و آرام خود دور افتاده و دچار سرگردانی، آوارگی و بیثباتی شده است. این اصطلاح معمولاً زمانی استفاده میشود که شخص به دلیل مشکلات زندگی، حوادث ناخواسته، جابهجاییهای پیدرپی یا از دست دادن جایگاه و موقعیت خود، دیگر آرامش و سامان گذشته را نداشته باشد و ناچار از این سو به آن سو در رفتوآمد و جستوجوی شرایط بهتر باشد. هنگامی که گفته میشود کسی «آلاخون والاخون شده است»، منظور این است که او دچار پریشانی و بیسروسامانی شده و از خانه، محل زندگی یا وضعیت ثابت خود فاصله گرفته است. این تعبیر علاوه بر معنای ظاهری آوارگی و دربهدری، گاهی برای بیان آشفتگی و نابسامانی در زندگی فرد نیز به کار میرود و نشاندهنده وضعیتی است که در آن شخص از نظم، آسایش و ثبات محروم شده است. در گفتار روزمره، این اصطلاح اغلب بار عاطفی و دلسوزانه دارد و برای توصیف رنج، سختی و مشکلاتی به کار میرود که فرد را از زندگی عادی و آرام خود دور کردهاند. بنابراین «آلاخون والاخون شدن» به طور کلی به معنای آواره شدن، بیسروسامان گشتن، دربهدر شدن و گرفتار شدن در شرایطی است که فرد را از آرامش، امنیت و ثبات زندگی محروم میسازد.