از خواب بیدار کردن
عملی که باعث میشود فرد از حالت خواب و بیهوشی بیرون بیاید و هوشیار شود.
مترادفها
بیدار کردن، از خواب بلند کردن
متضادها
به خواب بردن
جمله سازی با از خواب بیدار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مادر با صدای آرام و مهربان سعی کرد فرزندش را از خواب بیدار کند تا برای رفتن به مدرسه و خوردن صبحانه آماده شود.
💡 بیدار کردن سربازان در ساعتهای اولیه صبح برای انجام تمرینات نظامی، از کارهای روزمره و ضروری در پادگانهای نظامی محسوب میشود.
💡 او به دلیل صدای بلند همسایه مجبور شد در نیمهشب از خواب بیدار شود و با بیقراری به دنبال راهی برای آرام کردن او باشد.