رو به انحطاط رفتن
به معنای نزدیک شدن به سقوط، ضعف یا فساد است. این عبارت معمولاً برای توصیف حالت کاهش کیفیت، کاهش اهمیت یا نابودی تدریجی یک نهاد، فرهنگ یا جامعه به کار میرود.
مترادفها
زوال یافتن، سقوط کردن، رو به ویرانی رفتن، فروافتادن
متضادها
رو به شکوفایی رفتن، پیشرفت کردن، تعالی یافتن
جمله سازی با رو به انحطاط رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از مورخان معتقدند که سقوط امپراتوریهای بزرگ همیشه با رو به انحطاط رفتن ساختارهای سیاسی و اجتماعی و از دست رفتن ارزشهای اخلاقی همراه بوده است.
💡 اگر مدیریت بحرانی و صحیح اعمال نشود، وضعیت اقتصادی کشور به سرعت رو به انحطاط رفتن میرود و باعث نارضایتی گسترده در میان مردم خواهد شد.
💡 مشاهده رو به انحطاط رفتن اخلاقی در برخی محیطهای کاری میتواند منجر به کاهش بهرهوری و از بین رفتن اعتماد متقابل میان کارمندان و مدیریت شود.