در حد مرگ کسل شده

اصطلاحی برای بیان شدت زیاد خستگی یا بی‌حوصلگی، به حدی که فرد احساس می‌کند بسیار ناراحت یا بی‌انرژی است.

متضادها

پرانرژی، مشتاق، سرحال، فعال

جمله سازی با در حد مرگ کسل شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در طول آن جلسه طولانی و بی‌روح که هیچ حرف تازه‌ای در آن زده نمی‌شد، چنان در حد مرگ کسل شده بود که خوابش برد.

💡 نوجوانان در دوران تعطیلات تابستانی بدون هیچ فعالیت یا سرگرمی جدیدی، اغلب در حد مرگ کسل شده و به دنبال راهی برای رفع بی‌حوصلگی هستند.

💡 پس از چندین ساعت انتظار طولانی در صف بانک بدون هیچ کتاب یا سرگرمی‌ای، من واقعاً در حد مرگ کسل شده بودم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران