از خود بیخود کردن
یعنی از شدت علاقه، احساس، یا هیجان چنان مست یا تحت تأثیر قرار گرفتن که عقل و هوشیاری به طور موقت از دست برود؛ معمولاً در موقعیتهای عاطفی یا روحی به کار میرود.
مترادفها
مدهوش کردن، مسحور کردن
متضادها
خودآگاهی، خونسردی
جمله سازی با از خود بیخود کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن موسیقی بسیار آرام و ملایم توانست شنونده را از خود بیخود کند و او را به دنیایی از آرامش و سکوت مطلق ببرد.
💡 آن صحنهی حماسی در فیلم توانست تماشاگران را از خود بیخود کند و آنها را به وجد و هیجان بسیار زیادی بیاورد.
💡 برخورد ناگهانی و تند او توانست آرامش جمع را از خود بیخود کند و همه را در وضعیت اضطراب و نگرانی شدید قرار دهد.