سر از خاک برکردن

نزدیک به «سر از خاک برزدن» است و به معنای سر برآوردن، آشکار شدن یا از نهان بیرون آمدن می‌آید. در متون کهن می‌تواند اشاره به ظاهر شدن چیزی پس از پنهانی یا خاموشی داشته باشد. گاهی نیز به‌صورت مجازی برای زنده شدن امید یا آغاز دوباره به‌کار می‌رود.

مترادف‌ها

برخاستن، بلند شدن

متضادها

فرو رفتن، دفن شدن، پنهان شدن

جمله سازی با سر از خاک برکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او که سال‌ها در فقر و بدبختی زندگی می‌کرد، بالاخره با تلاش و پشتکار زیاد توانست از خاک برکنده و به موفقیت برسد.

💡 این شرکت نوپا توانست با اختراع یک تکنولوژی جدید، از خاک برکنده و اکنون در سطح جهانی به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است.

💡 داستان زندگی او نشان می‌دهد که چگونه یک فرد معمولی می‌تواند با اراده‌ای پولادین، از خاک برکنده و به مقام بزرگی دست یابد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران