دست پیش را گرفتن
پیشدستی کردن، زودتر از طرف مقابل اقدام کردن یا ابتکار عمل را به دست گرفتن. گاه به معنای آن است که کسی قبل از دیگری حرف یا اقدام لازم را انجام دهد تا برتری با او باشد.
مترادفها
مانع شدن، جلوگیری کردن، بازداشتن
جمله سازی با دست پیش را گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرکتهای تکنولوژی پیشرفته همواره سعی میکنند با ابداع محصولات جدید، از رقبا دست پیش را بگیرند تا سهم بیشتری از بازار جهانی را تصاحب کنند.
💡 دولتها باید با تدوین قوانین سختگیرانه در مورد آلایندههای صنعتی، پیش از بروز بحرانهای زیستمحیطی بزرگ، سعی در دست پیش را گرفتن داشته باشند.
💡 برای جلوگیری از بروز تنشهای دیپلماتیک در منطقه، سیاستمداران باید با مذاکرات مستقیم و سازنده، سعی در دست پیش را گرفتن برای رسیدن به صلح داشته باشند.