از رای کسی گذشتن
از نظر کسی عبور کردن، از دید یا فکر او دور شدن.
مترادفها
از اعتبار کسی افتادن، از مد افتادن
متضادها
جلب توجه کردن، مورد توجه قرار دادن
جمله سازی با از رای کسی گذشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با رفتارهای غیرمسئولانه و بیملاحظه خود باعث شد که از رای دوستان و همراهانش گذشتن و دیگر کسی به پیشنهادات و نظرات او اهمیت ندهد.
💡 در دنیای سیاست، اگر یک رهبر نتواند اعتماد مردم را جلب کند، بسیار زود ممکن است از رای اکثریت گذشتن و قدرت خود را به طور کامل از دست بدهد.
💡 او همیشه سعی میکرد با رعایت اخلاق، از رای و توجه اطرافیانش محافظت کند تا هرگز باعث نشود که از رای قدردانان و حامیان خود گذشتن.