قفل بر لب نهادن
کنایه از سکوت کردن، راز نگفتن و لب به سخن نگشودن.
مترادفها
سکوت کردن، لب فرو بستن
متضادها
سخن گفتن، حرف زدن، دم زدن
جمله سازی با قفل بر لب نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از شنیدن آن خبر ناگوار و تکاندهنده، او برای ساعتها در گوشهای تاریک اتاق قفل بر لب نهاد و از هیچکس هیچ حرفی نزد.
💡 در آن جلسه حساس و پر تنش، شاهد بودیم که بسیاری از نمایندگان با دیدن حقایق موجود، ناخواسته قفل بر لب نهادند و سکوت اختیار کردند.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای پیچیده، گویی قفل بر لب نهاده بود تا از فاش شدن رازهای نهفته در اعماق قلب خود جلوگیری کند.