حل کردن مشکللات
این صورتِ نوشتاری درست نیست و احتمالاً منظور «حل کردن مشکلات» بوده است. در این حالت، معنی آن میشود برطرفکردن دشواریها، پیدا کردن راهحل برای موانع و کمکردن یا از بین بردن گرفتاریها. این عبارت بیشتر در زبان روزمره و اداری برای اشاره به رفع مسائل و موانع به کار میرود.
مترادفها
رفع مشکلات، برطرف کردن مشکلات
متضادها
ایجاد مشکل، پیچیده کردن
جمله سازی با حل کردن مشکللات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت موفق یک سازمان مستلزم این است که مدیر بتواند با هوشمندی و صبر زیاد، به حل کردن مشکللات پیشآمده در مسیر رشد شرکت بپردازد.
💡 روانشناسان معتقدند که یادگیری مهارتهای ارتباطی میتواند به افراد کمک کند تا در زندگی شخصی خود، به حل کردن مشکللات با اطرافیانشان کمک کنند.
💡 برای رسیدن به یک زندگی آرام، انسان باید یاد بگیرد که با دیدگاهی مثبت به مسائل نگاه کرده و به حل کردن مشکللات بپردازد.