برسمیت نشناختن
صورت درستتر: «به رسمیت نشناختن». یعنی نپذیرفتنِ اعتبار، مشروعیت، یا موجودیتِ چیزی یا کسی؛ مانند به رسمیت نشناختن یک قرارداد یا حکومت.
مترادفها
انکار کردن، نفی کردن، تکذیب کردن، نادیده گرفتن
متضادها
شناختن، پذیرفتن، تایید کردن
جمله سازی با برسمیت نشناختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از جامعه از تلاشهای بیوقفه و فداکاریهای این دانشمند بزرگ در جهت پیشبرد علم و دانش، قدردانی نکرده و او را برسمیت نشناختند.
💡 وقتی مدیریت شرکت از مهارتهای فنی و خلاقیتهای کارمند قدیمی خود برسمیت نشناخت، او تصمیم گرفت به دنبال فرصتهای شغلی جدید در جای دیگری باشد.
💡 نباید اجازه داد که نادانی دیگران باعث شود شما تلاشهای خود را متوقف کنید، حتی اگر آنها موفقیتهای شما را به درستی برسمیت نشناختند.