برپا داشته شده
برافراشته، ساخته یا نصبشده؛ چیزی که بر پا شده و برقرار گشته است.
مترادفها
بنا شده، ایجاد شده، برپا گردیده
متضادها
ویران شده، فرو ریخته، تخریب شده
جمله سازی با برپا داشته شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جشنهای سال نو با برنامههای متنوع و اجرای موسیقی سنتی، در میدان اصلی شهر برای همه مردم و گردشگران برپا داشته شده بود.
💡 تالار کنفرانس بزرگ با تجهیزات پیشرفته صوتی و تصویری، برای برگزاری نشستهای بینالمللی و گفتگوهای دیپلماتیک میان کشورهای مختلف برپا داشته شده است.
💡 نمایشگاه بزرگ کتاب که سالانه در این شهر برپا داشته شده است، فرصتی بینظیر برای نویسندگان و خوانندگان جهت تعامل مستقیم با یکدیگر فراهم میکند.