از هم باز کردن

یعنی چیزی را که به هم پیوسته، بسته یا متصل است، جدا کردن یا گشودن. مثلاً باز کردن گره، باز کردن دوخت، یا جدا کردن اجزای متصل از یکدیگر.

مترادف‌ها

گشودن، باز کردن

متضادها

از هم بستن

جمله سازی با از هم باز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تمرکز اصلی کارگر بر روی از هم باز کردن گره‌های پیچیده و محکم بود تا بتواند قطعات فلزی را به درستی در جای خود قرار دهد.

💡 او برای شروع کار، به از هم باز کردن جعبه ابزارهای قدیمی خود مشغول شد تا قطعات مورد نیاز را برای تعمیر پیدا کند.

💡 موفقیت در این پروژه مستلزم از هم باز کردن تمام محدودیت‌های موجود و استفاده از روش‌های نوین در مهندسی و مدیریت منابع بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران