معروف گردیدن
تبدیل شدن به فرد یا چیزی که همه آن را میشناسند یا از آن یاد میکنند؛ به معنای مشهور یا شناخته شدن.
مترادفها
مشهور شدن، نامدار شدن، شهرت یافتن
متضادها
گمنام شدن، مجهول شدن، ناشناخته ماندن
جمله سازی با معروف گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها تلاش بیوقفه در عرصه هنر و سینما، بالاخره توانست در سطح جهانی بسیار معروف گردیدن و شناخته شود.
💡 با انتشار این مقاله علمی بسیار مهم، دانشمند جوان توانست در میان همکاران خود در دانشگاههای معتبر جهان معروف گردیدن و اعتبار کسب کند.
💡 هدف نهایی بسیاری از هنرمندان این است که با خلق آثار ماندگار، در تاریخ هنر معروف گردیدن و نام خود را جاودانه کنند.