عنفوان جوانی
به معنی اوج جوانی، دورهای از زندگی که فرد در بهترین و پرانرژیترین وضعیت جسمی و روحی خود قرار دارد. این اصطلاح معمولاً برای توصیف شکوفایی و سرزندگی انسان در سنین جوانی به کار میرود.
مترادفها
اوج جوانی
متضادها
پیری، زوال، فرسودگی
جمله سازی با عنفوان جوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با بهرهگیری از عنفوان جوانی و انرژی بیپایان خود، توانست پروژههای بسیار دشواری را در مدت زمان بسیار کوتاهی با موفقیت به پایان برساند.
💡 شاعر در اشعار خود همواره از عنفوان جوانی و شور و شوق زندگی میگوید تا خوانندگان را به امیدواری و حرکت در مسیر درست تشویق کند.
💡 بسیاری از ایدههای نوآورانه و انقلابی در تاریخ بشر، درست در دوران عنفوان جوانی و زمانی که ذهن هنوز در قید و بند سنتها نیست، شکل گرفتهاند.