طاقتم طاق شد
این عبارت به طور مجازی به معنای رسیدن به نهایت تحمل یا صبر است، یعنی دیگر تحمل شرایط سخت یا فشار وجود ندارد و شخص به نقطه انفجار یا خستگی رسیده است. این اصطلاح در زبان عامیانه برای بیان خشم یا خستگی زیاد به کار میرود.
مترادفها
کلافه شدم، طاقتم تمام شد، کم آوردم
متضادها
صبر، شکیبایی
جمله سازی با طاقتم طاق شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از ساعتها شنیدن وعدههای توخالی و بینتیجه از سوی مسئولان، بالاخره فریاد زدم و گفتم که دیگر طاقتم طاق شد و اعتراض کردم.
💡 هر بار که او با همان رفتار تکراری و بیملاحظه پیش من میآید، احساس میکنم که واقعاً طاقتم طاق شده و نمیتوانم تحمل کنم.
💡 وقتی دیدم که تمامی تلاشهای من برای حل این مشکل بیفایده بوده است، با خشم گفتم که دیگر واقعاً طاقتم طاق شده است.