زیر بار رفتن
این اصطلاح به معنای پذیرفتن یک مسئولیت، حکم، درخواست یا فشار است. وقتی کسی «زیر بار میرود» یعنی قبول میکند که موضوع یا شرطی که مطرح شده را بپذیرد، حتی اگر ممکن است راضی نباشد.
مترادفها
پذیرفتن، قبول کردن، تن دادن، تحمل کردن
متضادها
سرپیچی کردن، اعتراض کردن، ایستادگی کردن، مقاومت کردن
جمله سازی با زیر بار رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او برخلاف تصور دیگران، هرگز زیر بار فشارهای روحی و مشکلات خانوادگی نرفت و با ایستادگی و قدرت توانست از بحرانهای مختلف عبور کند.
💡 تصمیم به پذیرش این پروژه عظیم، مستلزم آن بود که تیم اجرایی زیر بار مسئولیتهای سنگین و ساعات کاری طولانی برود تا کار تمام شود.
💡 بسیاری از کارمندان حاضر نبودند زیر بار درخواستهای غیرمنطقی مدیر جدید بروند، زیرا این درخواستها با اصول اخلاق حرفهای آنها در تضاد بود.