ریشه دار شدن
به معنی داشتن پایه و اساس قوی و محکم است؛ مثلاً یک خانواده، فرهنگ یا عقیدهای که ریشه دار شود یعنی عمق و سابقه تاریخی و استحکام زیادی دارد.
مترادفها
تثبیت شدن، استوار شدن، پابرجا شدن
متضادها
ریشهکن شدن، سطحی شدن
به معنی داشتن پایه و اساس قوی و محکم است؛ مثلاً یک خانواده، فرهنگ یا عقیدهای که ریشه دار شود یعنی عمق و سابقه تاریخی و استحکام زیادی دارد.
تثبیت شدن، استوار شدن، پابرجا شدن
ریشهکن شدن، سطحی شدن