ریخته پاشیده
عبارت وصفی است برای وضعیتی که مواد یا اشیاء به طور پراکنده و نامنظم روی زمین یا سطحی پخش شدهاند. معمولاً برای توصیف وضعیت نامرتب و پراکندگی اجسام به کار میرود و بار معنایی منفی یا انتقادی دارد.
مترادفها
پراکنده، مبعثر، نامنظم، بینظم
متضادها
منظم، مرتب، منسجم