ریخته پاشیده

عبارت وصفی است برای وضعیتی که مواد یا اشیاء به طور پراکنده و نامنظم روی زمین یا سطحی پخش شده‌اند. معمولاً برای توصیف وضعیت نامرتب و پراکندگی اجسام به کار می‌رود و بار معنایی منفی یا انتقادی دارد.

مترادف‌ها

پراکنده، مبعثر، نامنظم، بی‌نظم

متضادها

منظم، مرتب، منسجم

جمله سازی با ریخته پاشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از برگزاری آن جشن پرزرق و برق و شلوغ، تمام فضای سالن به شدت ریخته پاشیده و برای تمیز کردن آن ساعت‌ها زمان لازم بود.

💡 مدیریت صحیح منابع مالی در یک سازمان بسیار حیاتی است، زیرا اگر بودجه به صورت ریخته پاشیده مصرف شود، سازمان با بحران جدی مواجه می‌گردد.

💡 او همیشه سعی می‌کند محیط کار خود را مرتب نگه دارد تا از هرگونه وضعیت ریخته پاشیده و بی‌نظم که باعث کاهش تمرکز می‌شود، جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران