دل فرو ریختن
عبارت استعاری برای حس ناامیدی، از دست دادن اعتماد به نفس یا سقوط امید و آرزوهاست. وقتی دل فرو میریزد، شخص دچار غم عمیق یا ناامیدی میشود.
مترادفها
دلسرد شدن، ناامید شدن
متضادها
دلگرم شدن، امیدوار شدن
جمله سازی با دل فرو ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با شنیدن خبر ناگهانی و تلخ بیماری پدرش، دل او چنان فرو ریخت که برای مدتی توان ایستادن در برابر موجی از اشک و اندوه را نداشت.
💡 دیدن آن صحنه تکاندهنده از ویرانی خانههای مردم در اثر زلزله، باعث شد دل تمام تماشاچیان در تلویزیون فرو بریزد و اشک از چشمانشان جاری شود.
💡 وقتی متوجه شد که تمام سالها تلاش و زحماتش به دلیل یک اشتباه کوچک بیاثر شده است، دلش به شدت فرو ریخت و احساس ناامیدی عمیقی کرد.