برطرف گردیدن
برطرف شدن، رفع شدن، یا از میان رفتنِ یک مشکل، عیب، یا مانع.
مترادفها
رفع شدن، از میان رفتن
متضادها
ایجاد شدن، پدید آمدن، باقی ماندن
جمله سازی با برطرف گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت و سازمانهای مسئول باید هرچه سریعتر برای برطرف گردیدن مشکلات اقتصادی و کاهش نرخ تورم، اقدامات جدی و راهبردی در سطح کلان انجام دهند.
💡 با اجرای دقیق پروتکلهای بهداشتی و رعایت نکات ایمنی، میتوان امیدوار بود که مشکلات مربوط به شیوع بیماریهای واگیردار در جامعه به زودی برطرف گردند.
💡 هدف اصلی از این جلسه مدیریتی، یافتن راهحلهای عملی برای برطرف گردیدن موانع موجود در مسیر پیشرفت پروژههای ساختمانی و صنعتی در منطقه است.