اطمینان دادن
ایجاد اعتماد در دیگری؛ یعنی کاری یا سخنی انجام دادن که طرف مقابل احساس راحتی، آرامش یا یقین کند. مثال: «به او اطمینان دادم که همه چیز درست میشود.»
مترادفها
دلگرمی دادن، تسلی دادن، اطمینان بخشیدن
متضادها
نگران کردن، بیاعتماد کردن، تردید کردن
جمله سازی با اطمینان دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر پروژه سعی داشت با اطمینان دادن به سرمایهگذاران، آنها را متقاعد کند که تمام مراحل کار طبق برنامه ریزی قبلی و بدون نقص پیش میرود.
💡 پزشک با اطمینان دادن به بیمار، تلاش کرد تا استرس او را کاهش دهد و به او بگویید که عمل جراحی با موفقیت کامل انجام خواهد شد.
💡 دولت با اطمینان دادن به مردم در مورد ثبات اقتصادی، سعی داشت از ایجاد موجهای ناشی از ناآرامیها و نگرانیهای مالی در جامعه جلوگیری کند.