روی بگرداند
روی بگردان؛ صورت برگردان؛ از چیزی اعراض کن. این تعبیر نزدیک به «روی برگرداندن» است و بیشتر به معنای تغییر جهت چهره یا رویگردانی به کار میرود.
مترادفها
روی گرداندن، رو برگرداندن
متضادها
رو آوردن، رو کردن
جمله سازی با روی بگرداند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از شنیدن خبر ناگوار، ناخودآگاه روی بگرداند و سعی کرد با نگاهی دیگر، از مواجهه با واقعیت تلخ خودداری کند.
💡 وقتی متوجه شد که همه دارند به او نگاه میکنند، سریع روی بگرداند تا از احساس خجالت و اضطراب شدید خود بکاهد.
💡 او تصمیم گرفت که روی بگرداند و دیگر به خاطرات تلخ دوران گذشته فکر نکند تا بتواند آیندهای روشن بسازد.