بی کلاه شدن
این اصطلاح به حالتی اشاره دارد که فرد فریب خورده، ضرر دیده یا از موضع قدرت و امکاناتش محروم شده باشد. «بی کلاه شدن» یعنی گرفتار شدن در موقعیتی ناخوشایند یا شکست.
مترادفها
رسوا شدن، عریان شدن، بیپرده شدن
جمله سازی با بی کلاه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر کسی در برابر عدالت سکوت کند یا از حق خود دفاع نکند، ممکن است در نگاه دیگران دچار بیکلاه شدن و از دست دادن اعتبار شود.
💡 او پس از افشای آن راز بزرگ، احساس کرد که دچار بیکلاه شدن شده و دیگر نمیتواند با افتخار در میان دوستان و آشنایان خود ظاهر شود.
💡 در فرهنگهای قدیمی، بیکلاه شدن به معنای از دست دادن جایگاه اجتماعی و عزتنفس در برابر حاکمان و افراد قدرتمند در جامعه بود.