بی حال کردن
باعث کردن حالتی از ضعف، کسالت یا بیانرژی شدن در دیگری است. این عبارت معمولاً به اعمال یا شرایطی اشاره دارد که سبب میشود فرد توان و نشاط خود را از دست بدهد.
مترادفها
خسته کردن، بیحال کردن
متضادها
نیرو بخشیدن، سرحال کردن، تقویت کردن
باعث کردن حالتی از ضعف، کسالت یا بیانرژی شدن در دیگری است. این عبارت معمولاً به اعمال یا شرایطی اشاره دارد که سبب میشود فرد توان و نشاط خود را از دست بدهد.
خسته کردن، بیحال کردن
نیرو بخشیدن، سرحال کردن، تقویت کردن