به چوخ رفتن
این عبارت در فارسی محاورهای گاه به معنای از دست رفتن یا خراب شدن چیزی استفاده میشود؛ همچنین ممکن است به معنای شکست خوردن یا بیاثر ماندن عملی به کار رود.
مترادفها
مردن، از پا درآمدن، جان دادن
جمله سازی با به چوخ رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر نتوانیم این بخش از پروژه را طبق برنامه پیش ببریم، تمام زحمات چندین ماهه تیم ما در یک لحظه به چوخ خواهد رفت.
💡 با خراب شدن ناگهانی موتور خودرو در میان جاده، تمام برنامههای سفر ما به چوخ رفت و مجبور شدیم به نزدیکیترین تعمیرگاه برگردیم.
💡 او با انجام آن تصمیم اشتباه و بدون فکر، تمام آینده و آینده شغلی خود را به سرعت به چوخ برد و تنها ماند.