به تنگ آمدن
به معنی از کوره در رفتن یا تحمل نداشتن به دلیل فشار، سختی یا ناراحتی زیاد است. وقتی فرد به تنگ میآید، دیگر نمیتواند صبر کند و ممکن است عصبی یا ناراحت شود.
مترادفها
خسته شدن، بیزار شدن، کلافه شدن
متضادها
صبور بودن، طاقت آوردن
جمله سازی با به تنگ آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم پس از سالها تحمل نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، از وضعیت موجود به تنگ آمدهاند و خواستار تغییرات اساسی در ساختارهای مدیریتی کشور هستند.
💡 او از شنیدن تکرار مداوم همان انتقادات بیمورد و بیجا به تنگ آمده بود و تصمیم گرفت که در نهایت از این محیط کاری جدا شود.
💡 طبیعت نیز پس از سالها بهرهکشی بیرویه از سوی انسانها، به تنگ آمده است و اکنون با پدیدههایی مثل خشکسالی و سیل خود را نشان میدهد.