برخاسته بود
به معنای از جایی یا جریانی برآمده یا خارج شده بود؛ معمولاً در متون ادبی یا تاریخی به معنای ظهور، زایش یا شروع چیزی از یک منبع خاص به کار میرود.
مترادفها
برخیزیده بود، بلند شده بود
متضادها
نشسته بود، افتاده بود
به معنای از جایی یا جریانی برآمده یا خارج شده بود؛ معمولاً در متون ادبی یا تاریخی به معنای ظهور، زایش یا شروع چیزی از یک منبع خاص به کار میرود.
برخیزیده بود، بلند شده بود
نشسته بود، افتاده بود