برابر ساختن
مساوی کردن، همارز قرار دادن، یا هماهنگ و یکسان کردنِ دو چیز. این فعل نشان میدهد که چیزی را در سطح یا مقدار برابرِ چیز دیگر قرار میدهند.
مترادفها
مقایسه کردن، مساوی کردن، برابر کردن
متضادها
متمایز کردن، نابرابر کردن
مساوی کردن، همارز قرار دادن، یا هماهنگ و یکسان کردنِ دو چیز. این فعل نشان میدهد که چیزی را در سطح یا مقدار برابرِ چیز دیگر قرار میدهند.
مقایسه کردن، مساوی کردن، برابر کردن
متمایز کردن، نابرابر کردن