ازبند دررفتن
اصطلاحی که به معنای فرار کردن یا رها شدن از بند و اسارت است. این عبارت به صورتی مجازی و یا حقیقی به کار میرود؛ یعنی کسی که از وضعیت محدودکننده یا اسارت خلاص میشود.
مترادفها
رها شدن، آزاد شدن
متضادها
بسته شدن، مهار شدن
جمله سازی با ازبند دررفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با شنیدن خبر پیروزی ناگهانی تیم محبوبش در دقایق پایانی بازی، هیجان در دل هواداران ازبند دررفت و همه شروع به فریاد زدن کردند.
💡 وقتی او متوجه شد که تمام تلاشهای چندین ماهه او به دلیل یک اشتباه کوچک بینتیجه مانده، کنترل اعصابش ازبند دررفت و گریه کرد.
💡 در آن موقعیت بحرانی و پر از تنش، ناگهان نظم و انضباط موجود در جلسه ازبند دررفت و بحثهای تند و شدیدی شکل گرفت.