از بیخ کندن
این عبارت به معنای از ریشه کندن چیزی است؛ یعنی به کلی و کامل حذف کردن یک موضوع، مشکل یا نگرانی. مثلاً «از بیخ کندن یک مشکل» یعنی آن مشکل را کاملاً برطرف کردن.
مترادفها
ریشهکن کردن
متضادها
کاشتن
این عبارت به معنای از ریشه کندن چیزی است؛ یعنی به کلی و کامل حذف کردن یک موضوع، مشکل یا نگرانی. مثلاً «از بیخ کندن یک مشکل» یعنی آن مشکل را کاملاً برطرف کردن.
ریشهکن کردن
کاشتن