مشخص کننده
آنچه یا آنکس که چیزی را تعیین، روشن یا قابل تشخیص میکند؛ عاملِ تعیینکننده یا معیّنکننده.
مترادفها
تعیینکننده، ممیز
متضادها
پنهانکننده، مبهمکننده
جمله سازی با مشخص کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دستگاه پیشرفته دارای یک سنسور بسیار حساس است که به عنوان مشخص کننده اصلی میزان آلودگی هوا در این منطقه عمل میکند.
💡 در قراردادهای تجاری، بندهای مربوط به جریمهها، مشخص کننده میزان مسئولیت هر یک از طرفین در صورت بروز اختلافات احتمالی در آینده است.
💡 شاخصهای اقتصادی که توسط بانک مرکزی اعلام میشوند، مشخص کننده وضعیت سلامت بازار مالی و قدرت خرید مردم در کشور هستند.