عدم انحلال
حل نشدن یا منحل نشدنِ یک نهاد، قرارداد، شرکت یا ساختار. این تعبیر معمولاً در زمینههای حقوقی و اداری برای بیان باقی ماندنِ وضعیت موجود به کار میرود.
مترادفها
تجزیه نشدن، پایداری، ثبات
متضادها
انحلال
جمله سازی با عدم انحلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرآیندهای شیمیایی خاص، عدم انحلال برخی از نمکها در آب سرد میتواند به عنوان یک ویژگی تعیینکننده برای شناسایی نوع ماده در آزمایشگاه مورد استفاده قرار گیرد.
💡 عدم انحلال شرکت در تاریخ مقرر، مستلزم پیگیریهای حقوقی گسترده و پرداخت جریمههای سنگین به سازمان ثبت شرکتها و مراجع ذیصلاح قانونی در کشور است.
💡 پایداری ساختارهای بلوری در شرایط فشار بالا و عدم انحلال آنها در حلالهای آلی، از نکات مهم در مهندسی مواد برای تولید صنایع پیشرفته است.