رهسپاراندن
روانه کردن، فرستادن یا راهی کردن کسی به سفر یا مقصدی. این فعل به معنای آماده کردن و حرکت دادن فرد به سوی راهی است.
مترادفها
روانه کردن، فرستادن
متضادها
بازگرداندن، متوقف کردن
جمله سازی با رهسپاراندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی این کمپین تبلیغاتی، رهسپاراندن جوانان مشتاق به سمت آموزشهای تخصصی و مهارتآموزی در رشتههای علمی جدید برای ساختن آیندهای روشنتر است.
💡 نویسنده با استفاده از کلمات بسیار زیبا، قصد دارد با رهسپاراندن خوانندگان به سوی دنیای فانتزی، آنها را مجذوب داستانهای خود کند.
💡 او با سخنان انگیزشی خود، تلاش کرد با رهسپاراندن جوانان به سوی اهداف بزرگ، آنها را به موفقیتهای خیرهکننده در زندگی برساند.