برملا کردن
آشکار کردن، فاش ساختن، از پنهانی بیرون آوردن. این فعل برای وقتی بهکار میرود که چیزی مخفی یا پوشیده را روشن و معلوم کنند.
مترادفها
آشکار کردن، فاش کردن
متضادها
پنهان کردن، پوشاندن، مخفی کردن
آشکار کردن، فاش ساختن، از پنهانی بیرون آوردن. این فعل برای وقتی بهکار میرود که چیزی مخفی یا پوشیده را روشن و معلوم کنند.
آشکار کردن، فاش کردن
پنهان کردن، پوشاندن، مخفی کردن