بران داشتن
برانگیختن، به حرکت واداشتن یا تحریک کردن. در کاربردهای کهنتر یا ادبی میتواند معنای «راندن» یا «به راه انداختن» هم بدهد.
مترادفها
برانگیختن، تحریک کردن، وادار کردن
متضادها
فرود آوردن
جمله سازی با بران داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخنرانی پرشور و انگیزشی او توانست احساسات و هیجانات را در میان شنوندگان بران داشتن و آنها را به تغییر رفتار ترغیب کند.
💡 تلاشهای مداوم فعالان محیط زیست، سعی در بران داشتن آگاهی عمومی نسبت به خطرات تغییرات اقلیمی و پدیده گرمایش جهانی در سطح جامعه دارد.
💡 موسیقی شنیدنی و ملایم این قطعه، توانست احساس آرامش و سکون را در روح و روان شنونده بران داشتن و او را به تفکر وادارد.