سر گذاشتن
یعنی قبول کردن، تن دادن، یا گاهی با اطمینان و اعتماد، چیزی را به کسی سپردن. در بعضی کاربردها هم به معنی فریب دادن یا آرام کردنِ کسی با حرف است، بسته به جمله.
مترادفها
خوابیدن، استراحت کردن
متضادها
بیدار ماندن
جمله سازی با سر گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تصمیم گرفت تمام تلاش و توان خود را برای رسیدن به این هدف بزرگ به کار گیرد و سر گذاشتن روی موفقیت را انتخاب کرد.
💡 بسیاری از دانشپژوهان در طول سالیان متمادی، تمام عمر خود را صرف مطالعه و سر گذاشتن روی مسائل پیچیده علمی و ریاضی کردهاند.
💡 در شرایط سخت زندگی، تنها چیزی که میتواند به انسان آرامش دهد، سر گذاشتن روی بالین عزیزان و سپردن دردها به آنهاست.