زمام امور
اختیار و ادارهٔ کارها؛ مدیریت و رهبریِ امور.
مترادفها
مدیریت، کنترل، هدایت
جمله سازی با زمام امور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از طی شدن دوران گذار، فرد جدید توانست با قدرت و هوشمندی، زمام امور مدیریت سازمان را به دست بگیرد و تغییرات مثبتی ایجاد کند.
💡 در شرایط بحرانی، افراد با تجربه و باتجربه باید بتوانند زمام امور را به دست گرفته و از هرگونه تصمیمگیری عجولانه خودداری کنند.
💡 رئیس جدید هیئت مدیره با هدف بازسازی ساختار مالی، سعی در به دست گرفتن زمام امور و اصلاح سیاستهای اقتصادی شرکت در سال جدید دارد.