در حد مرگ
تا آستانهی مرگ؛ بسیار شدید و خطرناک. برای بیان شدت بسیار زیادِ درد، خستگی، بیماری یا فشار به کار میرود.
مترادفها
بسیار شدید، نزدیک به مرگ
متضادها
در کمال سلامت، زنده
جمله سازی با در حد مرگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از شدت گرسنگی و خستگی که در طول مسیر طولانی تجربه کرده بود، احساس میکرد که توانایی ادامه دادن را در حد مرگ ندارد.
💡 شدت سرمای هوا در آن منطقه چنان زیاد بود که مسافران احساس میکردند که ممکن است از شدت سرما در حد مرگ یخ بزنند.
💡 او پس از آن حادثه تصادف شدید، برای مدتی در وضعیت بدی قرار داشت و درد او واقعاً در حد مرگ بود.