حریف نشدن

ناتوان بودن از هم‌قدّ یا هم‌سطح شدن با کسی، یا از پسِ او برنیامدن. همچنین می‌تواند به معنای تاب نیاوردن، طاقت نداشتن یا توان مقابله نداشتن با چیزی/کسی باشد.

مترادف‌ها

شکست خوردن، تاب نیاوردن

متضادها

حریف شدن، مقابله کردن، رقابت کردن

جمله سازی با حریف نشدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مسابقات نهایی المپیک، آن ورزشکار جوان با چنان قدرت و مهارت فوق‌العاده‌ای ظاهر شد که واقعاً هیچ‌کس در آن سطح توانایی حریف نشدن او را داشت.

💡 تیم فوتبال محبوب ما در تمام فصل جاری با چنان استراتژی دفاعی و تهاجمی هوشمندانه‌ای بازی کرده که هیچ رقیبی در لیگ نتوانسته حریف نشدن آن‌ها را نادیده بگیرد.

💡 آن استاد بزرگ شطرنج با دقت و تمرکز بسیار بالا، در تمام تورنمنت‌های بین‌المللی چنان بازی می‌کرد که حریف نشدن او برای دیگران یک کابوس بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران