برهنهاندن
خالی کردن، عریان ساختن، از پوشش درآوردن؛ واژهای ساختهشده از «برهنه» بههمراه پسوند/بنِ فعلیِ «-اندن» و به معنی لخت یا عریان کردن چیزی یا کسی بهکار میرود.
مترادفها
عریان کردن، برهنه کردن، لخت کردن
متضادها
پوشاندن
جمله سازی با برهنهاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تماشای این مستند علمی، باعث برهنهاندن حقایق تلخی شد که در مورد تخریب محیط زیست و نابودی زیستگاههای طبیعی توسط فعالیتهای صنعتی انسانی پنهان مانده بود.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود تلاش کرده است تا با بررسی دقیق مستندات، حقیقت پشت این حوادث مرموز را برای تمامی خوانندگان و مخاطبان خود برهنه کند.
💡 فرآیند تحقیق و بررسی دقیق در پروندههای قضایی، هدف اصلی آن است که حقیقت پنهان از چشمها را برهنه کرده و عدالت را اجرا کند.