معوج شدن
به معنای کج یا خمیده شدن چیزی که باید صاف باشد. مثلاً یک قطعه فلز یا چوب که به صورت ناهموار یا به شکل نامناسب تغییر شکل داده باشد، معوج شده است.
مترادفها
کج شدن، منحرف شدن، خم شدن
متضادها
مستقیم شدن
به معنای کج یا خمیده شدن چیزی که باید صاف باشد. مثلاً یک قطعه فلز یا چوب که به صورت ناهموار یا به شکل نامناسب تغییر شکل داده باشد، معوج شده است.
کج شدن، منحرف شدن، خم شدن
مستقیم شدن