ورم کرده
توصیفی کلی برای هر بخشی از بدن که دچار التهاب و افزایش حجم به خاطر تجمع مایع یا سلولهای التهابی شده است. این حالت معمولاً نشانه پاسخ بدن به آسیب، عفونت یا بیماری است.
مترادفها
متورم، پف کرده
متضادها
تحلیل رفته
جمله سازی با ورم کرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اینکه او به شدت از شدت ضربه به مچ دستش آسیب دید، آن ناحیه به سرعت ورم کرده و بسیار قرمز و حساس شده بود.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق گفت که به دلیل عفونت شدید، بافت پوستบริเวณ زخم به شدت ورم کرده و نیاز به درمان فوری با آنتیبیوتیک دارد.
💡 اگر پایت بعد از پیادهروی طولانی اینگونه ورم کرده است، حتماً باید آن را کمی بالا نگه داری و از استفاده از کفشهای تنگ خودداری کنی.