میخ کردن
فعل مرکب به معنی کوبیدن یا محکم کردن چیزی با میخ. همچنین به معنای تثبیت یا محکم بستن چیزی به کار میرود. مثلاً وقتی پارچهای را با میخ به تختهای میکوبیم، میگوییم آن را میخ کردهایم.
مترادفها
میخ زدن، محکم کردن، کوبیدن
فعل مرکب به معنی کوبیدن یا محکم کردن چیزی با میخ. همچنین به معنای تثبیت یا محکم بستن چیزی به کار میرود. مثلاً وقتی پارچهای را با میخ به تختهای میکوبیم، میگوییم آن را میخ کردهایم.
میخ زدن، محکم کردن، کوبیدن