میخ کردن
فعل مرکب به معنی کوبیدن یا محکم کردن چیزی با میخ. همچنین به معنای تثبیت یا محکم بستن چیزی به کار میرود. مثلاً وقتی پارچهای را با میخ به تختهای میکوبیم، میگوییم آن را میخ کردهایم.
مترادفها
میخ زدن، محکم کردن، کوبیدن
جمله سازی با میخ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای نصب قفسه کتابهای جدید در اتاق نشیمن، ابتدا باید با دقت محل قرارگیری را مشخص کرده و سپس با استفاده از دریل، سوراخها را برای میخ کردن آماده کنیم.
💡 کارگر برای محکم کردن چارچوب پنجره، شروع به میخ کردن قطعات چوبی به بدنه اصلی کرد تا از لرزش و جابجایی احتمالی آنها در آینده جلوگیری شود.
💡 در مراحل آخر ساخت این سازه چوبی، کارگران مشغول میخ کردن قطعات مختلف به یکدیگر بودند تا استحکام نهایی و پایداری کامل ساختار بنا را تضمین کنند.