گرفتن تب
به معنای بالا رفتن حرارت بدن به خاطر بیماری یا التهاب است؛ وقتی که دمای بدن بیشتر از حد طبیعی میشود و علامتی از بیماری محسوب میشود، به آن گرفتن تب میگویند.
مترادفها
تب کردن، دچار تب شدن
متضادها
رفع تب
جمله سازی با گرفتن تب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کودک کوچک پس از بازگشت از مدرسه و تماس با همکلاسیهای خود، ناگهان دچار گرفتن تب شدید شد و باید فوراً به پزشک مراجعه میکرد.
💡 تغییرات ناگهانی آب و هوا در این فصل باعث شده است که بسیاری از افراد دچار سرماخوردگی و گرفتن تبهای خفیف اما مداوم شوند.
💡 او پس از فعالیت بسیار زیاد در زیر آفتاب سوزان، احساس ضعف کرد و کمی بعد دچار گرفتن تب و لرز شد که نشاندهنده گرمازدگی بود.