کسخلاندن
این کلمه به معنای «کسی را بیهوش کردن» یا «مردم را خسته و بیحال کردن» در زبان محاورهای استفاده میشود؛ به صورت عامیانه یعنی کسی را از حالت عادی خارج کردن.
جمله سازی با کسخلاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مدام با رفتارهای عجیب و غریب و حرفهای بیربط خود سعی داشت با کسخلاندن دیگران، فضای جلسه را از حالت رسمی خارج کرده و آنها را سرگرم کند.
💡 وقتی متوجه شدم که او دارد با حرفهای پوچ و بیمعنی وقت همه را میگیرد، متوجه شدم که هدف اصلیاش فقط کسخلاندن و وقتکشی است.
💡 برخی افراد در جمعهای دوستانه فقط برای اینکه توجه بقیه را جلب کنند، به کسخلاندن و شوخیهای بیمزه روی میآورند که گاهی باعث ناراحتی دیگران میشود.