بی فاصله
فوراً، بلافاصله، بدون مکث یا درنگ. این واژه معمولاً برای زمان یا پیوستگیِ مستقیم میان دو چیز بهکار میرود.
مترادفها
نزدیک، بیفاصله، بدون فاصله، پیوسته
متضادها
با فاصله، دور
جمله سازی با بی فاصله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیمهای امداد و نجات به صورت بی فاصله و مداوم در محل حادثه مشغول عملیات جستجو برای یافتن بازماندگان بودند تا هیچ فرصتی از دست نرود.
💡 برای اجرای صحیح این الگوی آموزشی، باید تمام مراحل را به صورت بی فاصله و پشت سر هم انجام دهید تا یادگیری عمیق شکل بگیرد.
💡 در این مسیر طولانی، سربازان با قدمهای بی فاصله و با ارادهای پولادین به سوی خط مقدم حرکت میکردند تا پیروزی را رقم بزنند.