راپونزل

راپونزل

راپونزل (Rapunzel) یکی از شخصیت‌های معروف افسانه‌ای در داستان‌های برادران گریم است. این داستان به عنوان یکی از داستان‌های کلاسیک فولکلور اروپایی، حاوی مضامینی از عشق، آزادی و فداکاری است.

خلاصه داستان

این داستان از یک زوج که خواهان فرزند هستند آغاز می‌شود. در حین بارداری، همسر زن به شدت به گیاه «راپونزل» (که نوعی کاهو یا سبزی است) ویار دارد. شوهرش برای تأمین این خواسته به باغ یک جادوگر می‌رود و گیاه را می‌دزدد. در نهایت، جادوگر او را می‌بیند و به او هشدار می‌دهد که باید بهای آن را بپردازد. او می‌پذیرد که اگر فرزند دخترشان به دنیا آمد، او را به جادوگر تحویل دهد.

دختر آن‌ها، که نامش راپونزل است، به زیبایی خاصی معروف می‌شود. جادوگر او را می‌رباید و در یک برج بلند و دورافتاده زندانی می‌کند. این دختر به خاطر موهای بلندش که به شدت بلند و زیبا هستند، به عنوان یک دختر با موهای طلایی مشهور است. جادوگر هر بار که به برج می‌آید، با فریاد «موهایت را به پایین بینداز!» او را می‌طلبد.

یک روز شاهزاده‌ای از آن منطقه عبور می‌کند و صدای زیبای دختر را می‌شنود. او به برج نزدیک می‌شود و متوجه می‌شود که دختر در آنجا زندانی است. شاهزاده با او دوست می‌شود و به وی ابراز عشق می‌کند.

دختر تصمیم می‌گیرد با کمک شاهزاده از برج فرار کند. اما جادوگر متوجه این نقشه می‌شود و او را به بیابان می‌فرستد. شاهزاده پس از مواجهه با جادوگر و مشکلات، به دنبال او می‌رود و در نهایت آن‌ها دوباره به هم می‌رسند. برخی نسخه‌ها داستان را با ازدواج آن‌ها و زندگی خوشبختانه‌شان به پایان می‌رسانند.

تأثیرات فرهنگی

این داستان به دلیل جذابیت و مضامین عمیقش، الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها و نمایش‌های تئاتری شده است. یکی از مشهورترین نسخه‌های معاصر این داستان، انیمیشن راپونزل از دیزنی است که در سال 2010 منتشر شد و با استقبال زیادی روبرو شد.

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم